1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

گر ما روی کار بیاییم!

.

یکی از دوستان سیاسی شهر ما گوتمبرگ از طیف چپ که در یک جلسه سیاسی با هم صحبت می‌کردیم سوالی را در آن مکان مطرح کرد که طرح آن از جانب آن عزیز با آن تجربه سیاسی برای کمی سنگین بود. سوال ایشان این بود:

فلانی، چنانچه روزی شما سلطنت‌طلبان در ایران به قدرت برسید در پاسخ سوال ملیت‌هایی که می‌خواهند از ایران جدا شوند چه خواهید گفت؟

برای من عجیب است که پس از سال‌ها هنوز این ذهنیت در فکر ما ایرانیان چه چپ و چه راست هست که سوال می‌کند «اگر شما به قدرت برسید یا اگر ما به قدرت برسیم». این ذهنیت از ایدئولوژی «هرکس که با ما نیست برماست» بر می‌آید و اهل پلورالیزم سیاسی و همرایی و این حرف‌ها نیست. گوینده چنین سخنی برایش «یا ما- یا شما» مطرح هست. او اصلا به مجلس موسسان، مجلس شورای ملی و این گونه رویکردهای دمکراتیک که سرچشمه سکولار دارند عنایتی ندارد.

باری .. پاسخ دادم که کی گفته که قرار است ما همه قدرت را بدست بگیریم که از ما می‌پرسید؟ ما یک حزب هستیم در میان سایر احزاب ایرانی که مشترکا به مجلس موسسان و سپس مجلس شورای ملی نماینده خواهیم فرستاد مثل شما. در آنجا تکلیف این قضیه روشن خواهد شد. اما نظر ما این است که ایران یکپارچه بماند این که اگر قومی یا ملیتی خواست بزور خارج شود دولت مرکزی چه می‌کند را نه من می‌دانم و نه شما.

ایشان بازهم با تکیه بر همان فرض «اگر شما به قدرت برسید» گفتند اما گذشته شما چیز دیگری را نشان می‌دهد که حرف زور را بکار خواهید برد اما ما به آنها توصیه می‌کنیم که در چارچوب ایران بمانند به نفع‌شان است اما اگر خواستند بروند مقاومتی نمی‌کنیم. پاسخ دادم که این که شما گذشته‌ای ندارید دال بر این نیست که اگر در گذشته بجای شاه قدرت می‌داشتید خیلی راحت به جدایی‌‌طلبان می‌گفتید که بفرمایید تشریف ببرید. بهرحال این را فردا نشان خواهد داد.

براستی هم در کجای دنیای چپ و راست سابق بجز پس از سقوط شوروی دیده‌اید که بخشی از کشوری بتواند اصولا حتا با خونریزی‌های فراوان بتواند جدا شود؟ شماهایی که آن زمان استالینیستی بودید کجا سیاست شوروی زندان ملت‌ها را در بلعیدن فنلاند، بالتیک و غیره محکوم کردید؟ پس شماها هم در مقابل جدایی‌طلبان مثل شاه رفتار می‌کردید. یا، مثل انگلیس در مقابل جدایی‌خواهان ایرلند و مثل یوگوسلاوی زمان تیتو.

واقعیت قضیه این است که به نظر من هیچ دولت مرکزی جدایی بخشی از خاکش را تحت هر عنوانی تحمل نمی‌کند چه حکومت کمونیستی باشد و چه سرمایه‌داری. هزار بهانه می‌آورند که هر حرکت جدایی‌خواهانه را سرکوب کنند. اگر چپ باشد می‌گوید که جدایی‌طلبان مردم واقعی فلان استان نیستند بلکه مزدورانی هستند که از طرف دشمنان مردم حمایت می‌شوند و ترهاتی از این قبیل. ما هم انسانیم و مثل بقیه انسان‌ها، پادشاهان، فرمانروایان، رییس‌جمهورها، نمایندگان مجلس و غیره.. آنروز که روزش برسد همانگونه رفتار خواهیم کرد که اسلاف‌مان. تفاوتی هم ندارد که چپ باشیم یا راست. از حزب کمونیست کارگری‌اش با همه ادعاهایش بگیر (که من از این یکی بشدت وحشت دارم- هرچه ایدئولوژی دگم‌تر دست برای خونریزی و نسل‌کشی بازتر) تا راه گارگری و جبهه‌ملی و اینطرف سلطنت‌طلب‌ها. همه ما همه کاری می‌کنیم که بخشی از خاک ما جدا نشود. حال من شهامتش را دارم و این حقیقت را می‌گویم و تو اگر خیال می‌کنی که مثل دیگران نیستی پس نه خودت را می‌شناسی و نه انسان را.
تنها عاملی که می‌تواند وضعیت را تغییر دهد نگاه دنیا به قضیه است و اینکه جدایی‌طلبان تا چه حد می‌توانند حقانیت خود را به جهانیان اثبات کنند و حمایت آنها را برای فشار بر دولت مرکزی بدست آورند.

نتیجه این که:
1- سوال «اگر ما بیاییم روی کار یا اگر شما بیایید روی کار» یک شعار مربوط به 33 سال قبل است که همه می‌خواستند فقط خود حاکم شوند. امروز این رویکرد دیگر وجود ندارد. زمینه طرح چنین سوالی وجود ندارد و نامربوط به زمان و مکان است.

2- هیچکس و هیچ نیرویی نمی‌تواند به خود اطمینان داشته باشد که فردا روز حتما و حتما از روی عدل و انصاف رفتار خواهد کرد. به این بشر دم دراز با دم نامرئی‌اش اعتماد نکنید... حتا به خودتان.

3- بیش از همه کسی که عنوان می‌کند «اگر شما روی کار بیایید.. فلان اما ما می‌گوییم فلان» در حقیقت می‌خواهد بگوید اگر آنها بیایند روی کار فلان کار را خواهند کرد. چنین رویکردی بشدت خطرناک است چرا که پلورالیزم را نفی می‌کند و تکروی را در خود دارد.

ما ایرانیان هرگز نباید به این فکر کنیم که اگر قدرت دست ما بیافتد چه خواهیم کرد بلکه همواره باید نظرمان این باشد که برای ایران آینده با همکاری و حضور همه نیروهای سیاسی ایران چه خواهیم کرد. ما باید بدست گرفتن کل قدرت را از سر بدر کنیم و برنامه‌های‌مان را به گونه‌ای طرح‌ریزی کنیم که در آن دگر‌اندیش جای بایسته‌ای به ارزش و اندازه جای خود ما داشته باشد. اگر همه چنین بیاندیشیم و عمل کنیم فردای پس از جمهوری دیگر مانند فردای پس از انقلاب 1357 نخواهد بود.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

کتاب‌های علی‌اصغر حقدار

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…