1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

رضاپهلوی و «جناب صدردصد»

.

هنگامی که انتخابات اولین رئیس جمهوری در ایران برقرار بود یکی از شعارها «صددرصد بنیصدر» بود. بنیصدر هرگز این شعار را از دهان نیانداخت و بارها در بحث هایش بکار برده است. هنوز هم خیال میکند که چون یک بار مردم «در کمال آزادی» به او رای دادند هنوز این رای برقرار است. بگذریم از اینکه آن زمان همچین هم «کمال آزادی» برقرار نبود و اگر بود رقبای بنیصدر بسیار بودند اما ما که مثل بنیصدر بی انصاف نیستیم و میپذیریم که حتا در یک انتخابات آزاد نیز بنیصدر با رای زیادی برنده میشد.

اما امروز بنیصدر باید یاد بگیرد که حتا اگر آن زمان مردم به او رای دادند دلیل بر این نیست که امروز هم همچنان بخواهند به او رای بدهند حتا اگر او را آدم خوبی بدانند. ولی این براق آقای «صدردرصد» تحمل ناپذیر است. این را از دست و پا زدن هایش در روزنامه اینترنتی انقلاب اسلامی اش میتوان دریافت.
از چندی پیش که رضاپهلوی فعال تر شده است او نیز برای زدن او به تکافو افتاده است. همه حرفش هم این است که در این چندساله کجا بوده ای. در این چندساله البته رضاپهلوی همانجا بوده که بنیصدر با این تفاوت که بنیصدر چانه اش گرم است و عاشق درس دادن به مردم و رضاپهلوی چنین توهینی را به مردم روا نمیدارد. و سوال اصلی از آقای دردرصد این است که تو که مثل رضاپهلوی در کنار نبودی مثلا چه گلی به سر این مردم زدی؟ کدام مبارزه را کردی؟ به کدام نتایج رسیدی؟ کدام نتیجه را به نفع قدرت گرفتن بیشتر مردم گرفتی؟ اگر «شانس» نیاورده بودی و قضیه میکونوس رخ نداده بود همان چندتا ادای شهادت را هم نداشتی که کمی در موردت حرف زده شود.
رضاپهلوی کنار بود برای اینکه یک سیاستمدار باید بداند که چه زمانی مناسب وارد شدن به گود است و بی جهت نباید خودش را وسط بیاندازد و مثل جناب صدردرصد مضحکه کند و سالهای سال از بودجه بیگانگان کاغذ روزنامه اش را سیاه کند (بودجه بیگانگان از نظر این نویسنده به خودی خود اشکالی ندارد اما از نظر بنیصدر اشکال دارد).
در رسانه انقلاب اسلامی بنیصدر کم نمی بینیم «درسهایی» که بنیصدر میگوید که مردم باید یاد بگیرند. و از جمله این درسها حمله به رضاپهلوی و رژیم پادشاهی است. کاملا مشخص است که درد بنیصدر کجاست که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
بنیصدر استراتژی خود را در این حمله بر حساسیت مردم نسبت به نام مصدق استوار کرده است. اما این تکیه گاه بسیار نامشروع و تقلبی است.


بنی صدر در انقلاب اسلامی اش چنین گفته است؛انقلاب اسلامی:
در مورد ایران، آنها که در کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ شرکت داشته اند، حتی پس از ابراز تأسف رسمی دو دولت امریکا و انگلیس، اصرار دارند که کودتا درکار نبوده است. اگر هم بوده، کار مصدق بوده و شکست خورده است! رضا پهلوی گفته است: گذشته را به گذشته بازگذاریم. کسی نمی خواهد گذشته را تجدید کند. و او چون نمی خواهد از گذشته خانواده خود، ببرد و هنوز به قدرتهای امریکا و انگلیس و اروپا چشم امید دارد، نادانسته و ناخواسته، خود را لو می دهد. ( در اینجا می بینیم که بنیصدر دکترای فلسفه چه نتیجه گیری مضحکی دارد؛ نبریدن از گذشته یعنی وابسته بودن به خارجی!. اما سوال اینجاست که این حرف رضاپهلوی که گذشته را به گذشته وگذاریم و تاریخ نویسان کجایش معنی وابستگی دارد؟ مضافا به اینکه رضاپهلوی با دیگران در مورد 28 مرداد این اختلاف را دارد که شاه حق تعیین نخست وزیر را داشت آنها میگویند که نداشت. خب این یک بحث جدلی است و تاریخی نه بیش از آن! نه معنی وابستگی میدهد و نه معنی عدم وابستگی و اصلا ربطی به موضوعات امروز ندارد). در حقیقت، هرگاه قرار بر بازسازی گذشته نباشد، دیگر نباید گذشته را به دست فراموشی سپرد. زیرا می باید همه عواملی را بازشناسی کرد که کودتا را ممکن ساختند. همین عوامل بودند که کودتای خرداد ۶۰ را ممکن ساختند و هم اکنون، استبداد مافیاهای نظامی – مالی را بر سر پا نگاه داشته اند.ملاحضه میفرمایید که با ماست مالی چگونه عوامل کودتای 28 مرداد (شقایق) را به عوامل کودتای 60 (گودرز) ربط میدهند. اما ایشان کودتای دوسال قبل انتخابات را برسمیت نمیشناسند چرا که امتیازی برایشان نمیآورند.


آقای بنیصدر که عشق تدریس به مردم ایران از طریق روزنامه انقلاب اسلامی شان را دارند خود نیاز به آموختن دارند. اگر بنیصدر واقعا خود از تاریخ درس میگرفت باید میدانست که یک بار رای مردم به او دلیل بر وفادار ماندن مردم به آن وضعیت نیست که اگر چنین بود امروز اگر قطب زاده زنده بود میگفت سیل جمعیت بخاطر من جلوی رادیو تلویزیون جمع میشدند. فردا اگر شاه و بنیصدر و موسوی را جلوی تلویزیون بگذارند لابد شاه میگوید که پس از 28 مرداد مردم ماشین مرا کیلومترها بر دست حمل کردند. بنیصدر میگوید که میلیونها مردم به من رای دادند و موسوی میگوید که نخیر 30 سال پس از تو که در فرانسه فسیل شده و از یادها رفته بودی مردم چند برابر تو به من رای دادند. بنیصدر با اصرار بسیار میخواهد به هر قیمتی شده کسانی را که رقیب میپندارد مانند کروبی و موسوی و رضاپهلوی را کنار بزند. او هرگز آن گونه که باید در دفاع از موسوی و کروبی سخن نگفت و قبل از انکه ببیند که مردم چگونه از این دو حمایت کرده و به خیابان آمدند بسیار هم از آنها بد میگفت و مردم را به عدم شرکت در انتخابات ترغیب میکرد. برای بنیصدر عقب زدن دیگران و مطرح شدن خودش مهم است اگرنه اگر واقعا درد ایران را داشت چه بنیصدر چه رضاپهلوی و چه کروبی و موسوی هرکدام به دمکراسی و آزادی وفادار باشند و مردم حاضر به حمایت از آنها باشند باید از آنها حمایت کرد. آن سه با هم مشکل چندانی ندارند بخصوص رضاپهلوی تابوهای آن دوتا را هم ندارد و براحتی و به نیکی از آنها با تمام گذشته شان یاد میکند اما بنیصدر خیر. من مطمئنم و بنیصدر هم مطمئن است که در یک ایران آزاد بنیصدر در مقابل موسوی و کروبی و رضاپهلوی کوچکترین شانسی ندارد. او این حقیقت را میداند و به وحشت افتاده و دارد تخم تهمت...او میخواهد با بندبازی تهمتهای ناروایی را به رضاپهلوی بزند تا بلکه از بار گناهان خودش بکاهد. رضاپهلوی میگوید که گذشته را به گذشته واگذاریم و کسی نمیخواهد گذشته را تکرار کند. هر آدم چیزی فهمی خوب درک میکند که منظور او عدم تکرار استبداد است. اما بنیصدر میگوید که رضاپهلوی نمیخواهد از گذشته خود ببرد! یعنی چه این حرف بنیصدر؟ رضاپهلوی بارها سیاست گذشته پدرش را رد کرده و در کتابهایش نوشته و در مصاحبه هایش گفته باز بنیصدر به گونه ای دیگر میخواهد بگوید که نخیر.. او میخواهد عین همان روابط زمان شاه برقرار شود. از نظر بنیصدر عدم تکرار گذشته یعنی این که رضاپهلوی بیاید بگوید پدر من دیکتاتور بیرحمی بود که مردم را کشت و برای دوری از خطر بهتر است اصلا نظام پادشاهی برقرار نشود و مردم همه دوباره به صد درصد بنیصدر رای بدهند.

برای بنیصدر هم مثل رجوی دکتر مصدق یک وسیله است. برای اثبات این امر باهم با بنیصدر و رجوی سوار ماشین زمان بشویم و برویم به زمان مصدق. شاه نسبت به نخست وزیری مصدق ابراز تمایل کرده و شرفیاب شده و فرمان گرفته و مجلس به او رای اعتماد داده و مصدق به قانون اساسی و نظام شاهنشاهی ایران سوگند وفاداری یاد میکند. خوب نظر شما چیست آقای بنیصدر، آقای رجوی؟ این مصدق خائن که بجای اینکه مثل شماها به شاه فحش بدهد دارد به قانون اساسی سلطنت استبدادی سوگند وفاداری یاد میکند! این مصدق از من مهرایران (محسن کردی) که سلطنت طلب تر است! همانگونه که کروبی و موسوی گفتند دوران طلایی امام! من یک زمان بر علیه رژیم شاهنشاهی جنگ مسلحانه کرده ام اما این مصدق فلان فلان شده نه تنها مخالف رژیم شاه نیست بلکه شرفیاب هم میشود و فرمان میگیرد و سوگند وفاداری یاد میکند! خب اگه شماها خیلی کشته مرده راه مصدق هستید بفرمایید شماها هم به رژیم پادشاهی ابراز وفاداری کنید! اصلا چرا شماها خواهان نخست وزیر شدن بجای مصدق نباشید؟ خب آقای رجوی آقای بنیصدر فردا روز که 28 مرداد این مصدق سلطنت طلب با اربابش شاه دیکتاتور دعواش میشه دعوای بین دوتا سلطنت طلب است تو را سننه که خودت را میاندازی وسط که چرا اون شاه دیکتاتور با اون مصدق متفرعن اشرافی سلطنت طلب مشکل داره؟ خب امروز هم احمدی نژاد و خامنه ای باهم مشکل دارند بفرمایید از احمدی نژاد حمایت کنید. واقعا من این حمایت شماها از مصدق را نمیفهمم. آقا مصدق هرچه که بود جزو خانواده ما سلطنت طلبها بود و هرگز هم با آخوندهایی امثال شماها میانه خوبی نداشت خودتان را قاطی دعوای ما نکنید.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

کتاب‌های علی‌اصغر حقدار

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…